دانلود پژوهش: دانلود تحقیق در مورد پروژه بازتاب موسیقی در ادب فارسی-قسمت سوم

مولانا روح بشر را به نی تشبیه کرده می باشد و می گوید «نی» تا زمانی که بریده نشده و آمادگی دمیدن را نیافته نوایی ندارد «روح» بشر نیز همین گونه می باشد. از زمانی که از اصل خود بریده و در قالب جسم گرفتار مانده، مانند نی ناله سر می دهد.

 

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید


حافظ نیز تصویر زیبایی از نی آفریده می باشد :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

زبانت در کش ای حافظ زمانی / حدیث بی زبانان بشنو از نی

تأثیر ادبیات در شعر و ترانه:

ادبیات غنی پارسی در طول اعصار گذشته این امکان را به شاعران و ترانه سرایان ما داده تا با بهره گیری از آن به خلق آثاری پر بار بپردازند از این رو من هم بر آن شدم که توضیحاتی هر چند مختصر در ارتباط با این موضوع گردآوری کنم.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

نخست به تعریفی کلی از ادبیات می پردازیم:

ادبیات ریختن والاترین و بلندترین اندیشه ها به وسیله عناصر خیال , عاطفه , موسیقی و زبان در بهترین قالب ها و پیکره هاست پس ادبیات از این چند عنصر تشکیل شده می باشد.
به بیانی دیگر ادبیات اظهار اندیشه ای می باشد با شیوه ها و ابزار های هنری یعنی یک اندیشه با ابزاری مثل عاطفه ,موسیقی , زبان و صور خیال به دیگران منتقل می گردد. شاعران و ترانه سرایان توانای ما هم با بهره گیری از این عناصر و ابزارها به اظهار سخنان خود در این پیکره ها می پردازند. این ابزار ها را یک به یک مطالعه میکنیم.
 عاطفه : دیدگاهی که شاعر یا ترانه سرا نسبت به جهان اطراف خود دارد با این عاطفه سنجیده می گردد. هر شاعر وترانه سرايي ممکن می باشد  «من» متفاوتی داشته باشد یکی ممکن می باشد یک «من» کاملا شخصی داشته باشد یعنی ترانه یا شعرش اظهار زندگی شخصی خود باشد مثلا سردوده اش را در وصف حال و روز خود اظهار کرده و تجلی زندگی شخصی خود باشد.اما شاعر یا ترانه سرای دیگر«منی» دارد که نسبت به اجتماع خود بی تفاوت نیست ترانه سرایی مانند ایرج جنتی عطایی نسبت به محیط اجتماعی خود بی تفاوت نیست و ترانه هایی سروده که آینه اجتماع اوست اما در بعضی ترانه ها یک «من» بشری هست یعنی در شعر  مسايلی مطرح میشود که درد بشر در آن نشان داده شده می باشد مانند ترانه «من اگه خدا بودم» زویا زاکاریان.

زبان: افراد بسیاری هستند که ادبیات و زبان را یکی می دانند در حالی که ادبیات از زبان آغاز می گردد اما در قلمرو زبان نمی ماند یعنی اگر چه در واژگان و ساختار بیرونی زبان و ادبیات یکسان هستند اما در ساختار درونی متفاوتند.

موسیقی : یکی دیگر از عناصر پر ارزش ادبیات موسیقی می باشد , موسیقی در شعر و ترانه به دو دسته تقسیم میشود:

1- موسیقی کناری : چیزی که باعث به وجود آمدن این موسیقی میشود وجود قافیه ها و گاهی اوقات ردیف در شعر و ترانه می باشد مانند:

همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش

همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش

در آوار همه آینه ها تکرار من باش

همین امشب کلید قفل این زندون تن باش

در این ترانه شهریار قنبری به وضوح دیده میشود که آخر هر مصرع با یک آهنگ به پایان میرسد که این علت به وجود آمدن موسیقی کناری می باشد.

2-موسیقی درونی : دلیل به وجود آمدن این نوع موسیقی وجود وزن و آرایه های ادبی در شعر و ترانه می باشد مانند:

به دنبال توام منزل به منزل

پریشان می روم ساحل به ساحل

به خوابت دیده ام رویا به رویا

به یادت بوده ام فردا به فردا

در این ترانه اردلان سرفراز حتی بدون گوش دادن به آهنگ و فقط با خواندن ترانه متوجه میشویم که ترانه یک وزن را سیر می ‌کند و هارمونی خاصی را در پیش گرفته که تا انتها این وزن را دنبال می ‌کند. با نگاهی دیگر به این نوع موسیقی خارج از وزن ها میتوان آرایه های ادبی را هم در نظر گرفت مانند:

دست رو تن غروب بكش كه از تو گلبارون بشه

بذار كه از حضور تو لحظه ترانه خون بشه

بهره گیری از چنین آرایه هایی به این زیبایی نشانه توانایی ترانه سرایي  مانند ایرج جنتی عطايی می باشد (دست رو تن غروب بکش = بهره گیری از آرایه تشخیص) یا در جایی دیگر:
 
وقتی تو گریه میکنی شک میکنم به بودنم

پر میشم از خالی شدن گم میشه چیزی از تنم

بهره گیری از آرایه پارادوکس در این بیت جلوه خاصی به این ترانه بخشیده(پر میشم از خالی شدن =پارادوکس)

(توضیح : در مثال های فوق که مربوط به موسیقی در ترانه ها میشود در هر مورد کوشش شده واضح ترین مثال آورده گردد  به آن معنی نیست که مثلا اولین ترانه که عطر تو می باشد فاقد وزن و آرایه مي باشد.)

عنصر خیال: خیال و صور خیال در ترانه وشعر به وسیله علم معانی و اظهار حاصل میشود علم اظهار علمی می باشد که درمورد تشبیه , استعاره , مجاز و کنایه سخن میگوید. کسی که بتواند از این منابع بهره گیری کند صورت های خیالی چشم گیری در شعر و ترانه اش دیده میشود.

نوشته ام را با این سخن به پایان می رسانم كه :

« آن چیز که را که فیلسوفی فرزانه با استدلال ها و برهان ها و علت های ذهنی خود نمی تواند به دیگران منتقل کند یک شاعر و یا ترانه سرای همان اندیشه را با ابزارهای سنجیده هنری به ذهن مخاطبان خود منتقل می ‌کند».

 

 

  تأثیر ِ ساز و موسیقی در شاهنامۀ فردوسی و دیوان حافظ
تأثیر ساز و موسیقی در شاهنامۀ فردوسی و دیوان حافظ، داستان فرهنگی ِ یک ملت می باشد در دو دورۀ تاریخی. اولی ایران پیش از اسلام، که راوی آن فردوسی بزرگ می باشد و دیگری ایران پس از اسلام که خواجۀ شیراز آن را روایت می کند.

یکی از شاخص های رشد یافتگی و بالندگی ِ یک تمدن، تأثیر و میزان در نظر داشتن هنر در عناصر فرهنگ ساز ِ آن تمدن می باشد. حتی در میان ابتدایی ترین تمدن های کشف شده نیز، در نظر داشتن هنر، نکته ای کاملاً مشهود می باشد. یکی از عالی ترین ِ هنرها، هنر موسیقی می باشد، که به عنوان هنری والا، از جایگاه ویژه ای در بین انواع هنرها برخوردار می باشد.

استاد حسین ملک در مقدمه ای بر کتاب “موسیقی کلاسیک ایرانی” می نویسند:
موسیقی که متأثر و برانگیخته از هزاران فراز و فرود و وصل و فصل تاریخی می باشد، خود بیانگر خلق و خوی ملت و آیینه ای تمام عیار از گذشتِ روزگاران ِ سرزمین خود نیز می باشد و از همین رهگذر می باشد که با توجه عمیق به موسیقی ملت ها بخش قابل توجهی از فرهنگ معنوی جوامع، می تواند مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد.”
باری، براستی این چنین می باشد. اما پرداختن به تأثیر ساز و موسیقی در آثار ادبی کهن، از آن جهت اهمیت دارد که بزرگانی همچون فردوسی، کوشش کرده اند تا با پرداختن به عناصر فرهنگ ناب ایرانی، این میراث کهن را در حافظۀ تاریخی ملتی که مورد هجوم بیگانه واقع شده زنده نگاه دارند و به نسل های بعد سپارند.

در این مقاله کوشش خواهد گردید تا با مطالعه تأثیر ساز و موسیقی در شاهنامۀ فردوسی و دیوان حافظ به عنوان دو شاهکار ادبیات پارسی، جلوه های هنر موسیقی در نزد تمدن ایرانی با نگاهی عمیق تر مورد توجه قرار گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید