فرمت word : دانلود تحقیق در مورد پروژه آموزش براي همه -قسمت سوم

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

حرکت آموزش براي همه در کنفرانس جهاني سال 13 69(1990 ميلادي) در جامتين تايلند آغاز و از آن وقت به شکلي جدي در تمامي کشورهاي عضو تداوم پيدا نمود.پس از کنفرانس جهاني آموزش براي همه دولت ها، سازمان هاي غيردولتي، جامعه مدني، نهادهاي خيريه و رسانه ها مصمم شدند تا به مقصود ايجاد زمينه هاي دسترسي به آموزش پايه براي همه کودکان، نوجوانان و بزرگسالان حمايت هاي لازم را بعمل آورند.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ده نکته ذيل به موارد مهم و اساسي در خصوص برنامه  آموزش براي همه مي پردازد:
.1آموزش براي همه يک حق می باشد. 60 سال قبل در سال1325 (1945 ميلادي) کشورهاي موسس يونسکو اعلاميه اي را با تکيه بر اين باورکه مي بايد در تمامي کشورها “فرصت هاي کامل و برابر در خصوص آموزش براي همه” ايجاد گردد، به امضا» رساندند. از آن وقت اساسنامه فوق به مقصود تبديل فرصت ها به واقعيت، بطور جد در دستور کار يونسکو قرار گرفت. همچنين در ارتباط با اين برنامه ماده 26 بيانيه جهاني حقوق بشر نيز صراحتا بيان مي کند که “آموزش حق همه می باشد.”
در طي تمامي سال هاي گذشته تنها يک هدف يعني ايجاد فرصت هاي يادگيري و بهره مندي همگاني از آموزش پايه به جد دنبال شده می باشد و اين امر نه به دليل شرايط پيش آمده و يا يک امتياز بلکه به عنوان يک “حق” مورد توجه قرار گرفته می باشد.
.2آموزش براي همه وسيله اي براي رسيدن به يک هدف می باشد. آموزش مي بايست افراد را به سمت اختيارات گسترده تر و بهره گيري از دانش کسب شده رهنمون سازد. همانگونه که در گزارش سال1375 (1996 ميلادي) يونسکو تصريح گرديده، يادگيري افراد را به دانستن، اقدام کردن، زيستن و با هم زيستن قادر مي سازد و يا به عبارت ديگر به ما اين توانايي را مي دهد تا به عنوان نوع بشر به تمامي توانمندي هاي بالقوه خود دست پيدا کنيم. اين نوع يادگيري لزوم زيستن در جامعه و کار در کنار يکديگر را با هدف توسعه انساني پايدار، ارج نهادن به تنوع تجربه بشري و محيط هاي متفاوتي که افراد در حال حاضر و آينده در آن قرار مي گيرند، را دربرمي گيرد. صلح جهاني، شان و منزلت انساني، عدالت و برابري به عوامل متعددي بستگي دارد و آموزش در راس تمامي آن ها قرار گرفته می باشد.
.3آموزش براي همه دغدغه تمامي کشورهاست. تحت نظارت يونسکو و چهار نمايندگي ديگر عضو سازمان ملل، نمايندگان سراسر جهان در سال1369 (1990 ميلادي) در جامتين تايلند         گردهم  آمدند تا چشم انداز نويني از آموزش پايه را مورد توافق قرار دهند. در اجلاس جهاني آموزش که در سال 1379 (2000 ميلادي) در داکار سنگال برگزار گردید، مجددا6  هدف مورد توافق همگان قرار گرفت که سه مورد از آن ها با تعيين زمان معين جهت دستيابي به اهداف مربوطه به تصويب رسيد. اين اهداف شامل حصول اطمينان از برخورداري از آموزش کيفي; افزايش و بهبود50 درصدي در سطح سواد بزرگسالان و رسيدن به برابري جنسيتي در دسترسي به آموزش تا سال1394 (2015 ميلادي) مي باشند. اين به آن معني می باشد که دولت ها، سازمان هاي حمايت کننده، جامعه مدني و سازمان هاي غيردولتي، اقليت ها، معلمان و والدين نيازمند کوششي جدي و مطلوب در اين زمينه مي باشند تا بلکه آموزش به عنوان يک اولويت در کشور آن ها محسوب گردد. آموزش پايه شرط اساسي رسيدن به ديگر اهداف توسعه همچون اهداف بين المللي توسعه هزاره به شمار مي آيد.

.4آموزش براي همه واقعا براي همه می باشد. طي سال ها و دهه هاي گذشته دختران و زنان فرصت  هاي برابر براي دريافت آموزش پايه را نداشته اند. امروزه بيش از %60 کودکان خارج از مدرسه دختران هستند و حداقل دو- سوم بزرگسالاني که به آموزش دسترسي ندارند را زنان تشکيل مي دهند. به مقصود ايجاد تعادل مورد نياز، کوشش هاي ويژه اي همچون جذب معلمان زن، حمايت از خانواده هاي فقير و تاسيس مدارس دوستدار دختران  صورت پذيرفته می باشد. گروه هاي محروم ديگرنظيرجمعيت بومي و کودکان ساکن روستاهاي دورافتاده، کودکان خياباني، قبايل و عشاير کوچرو، کودکان استثنايي و داراي نيازهاي ويژه ،اقليت هاي مذهبي و زباني نيز هرکدام نيازمند توجه و عنايت ويژه مي باشند. رويکردهاي جديد براي اين گروه بايد سنجيده و حساب شده باشند. نمي توان انتظار داشت که تنها از طريق ارتقا» فرصت هاي آموزش استاندارد اين دسته از کودکان نيز تحت پوشش قرار گيرند.
.5آموزش براي همه، تمامي گروه هاي سني را در بر مي گيرد. اهداف 6گانه آموزش براي همه تاکيد خاصي بر روي توانمندسازي افراد جهت بهره مندي از آموزش هاي پايه دارد. اين آموزش ها دربرگيرنده کودکان در خانه و برنامه ريزي هاي مربوط به دوره پيش از دبستان، آموزش ابتدايي، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان مي باشد. سن هيچکس براي شروع آموزش آنقدر کم نيست که نتواند ياد بگيرد و آنقدر هم زياد نيست که از عهده آموزش هايي نظير سوادآموزي و حساب کردن برنيايد. در حقيقت آموزش پايه براي تمامي گروه هاي سني، آن چیز که را که خانواده ها و جوامع مي توانند به عنوان مسئوليت تعهد نمايند را تقويت کرده و قدرت انتخاب هاي بيشتر براي نسل هاي آينده را مهيا مي سازد.
.6آموزش براي همه به معناي آموزش کيفي می باشد. انگيزه يادگيري و فرستادن کودک به مدرسه تنها زماني ايجاد مي گردد که آموزش مفيد تلقي گردد و اين نيز بستگي به کيفيت آموزش دارد. رفتن به مدرسه و حضور در دوره هاي يادگيري غيررسمي بزرگسالان بايد به دانش، مهارت ها و ارزشهايي که يادگيرنده مي تواند به نحو مطلوب از آنها بهره گیری نمايد،منتج گرديده وفرد بتواندضمن بهره مندي از حس توانمندبودن ،از آنهادر مسير دستيابي به اهدافي که قبل از اين  دست نيافتني  مي نمود، بهره گيرد. اساسا آموزش کيفي علاوه بر ارتباط با برنامه درسي، در دسترس بودن مواد آموزشي و شرايط و محيط يادگيري به فرايند ياددهي/ يادگيري نيز وابسته مي باشد.
.7آموزش براي همه روز به روز در حال پيشرفت می باشد. در طول 60 سال گذشته پيشرفت هاي گسترده اي در خصوص توانمندسازي کودکان و بزرگسالان در مسير دستيابي آنها به آموزش پايه صورت پذيرفته می باشد. حتي در 15 سال گذشته با افزايش سطوح جمعيتي، پوشش ظاهري در آموزش ابتدايي در منطقه آفريقاي زير صحرا از /5%77 به /9%84  افزايش پيدا کرده می باشد و اين به آن معناست که تقريبا10  ميليون نفر کودک بيشتري فرصت حضور در مدرسه را پيدا کرده اند. در حاليکه نرخ بهره مندي از سواد بزرگسالان از /2%49 به /3%58 در منطقه آفريقاي زيرصحرا در سال1369 (1990 ميلادي) به %62 در سال1380 (2001 ميلادي) افزايش يافته می باشد، اين رقم در آسياي غرب و جنوب در طول همان دوره از /5%47 به /3%58 رشد داشته می باشد. همچنين پيشرفت نسبتا پايداري نيز در حوزه تساوي جنسيتي به وجودآمده می باشد. اهداف ديگر به سختي قابل سنجش مي باشند لکن بررسي ها نشان مي دهد که کوشش هاي صورت گرفته، مفيد بوده می باشد.
.8هنوز تا مرحله تکميل برنامه آموزش براي همه، فاصله زيادي در پيش می باشد. در حال حاضر پيشرفت به سوي اهدافEFA از آهنگ رشد سريعي برخوردار نيست. طبق برآورد بعمل آمده تعداد کودکاني که هنوز در مدرسه ثبت نام نکرده اند 100 ميليون و تعداد بزرگسالاني که فرصت دستيابي به يادگيري خواندن و نوشتن را نداشته اند تقريبا800 ميليون نفر بوده می باشد. براساس آمار سال1382(2003 ميلادي)، 26 کشور با خطر عدم دستيابي به اهداف آموزش ابتدايي و 79 کشور با خطر احتمال عدم دستيابي به اهداف آموزش بزرگسالان مواجه بوده اند. فرصت هاي دستيابي به آموزش براي گروه نوجوانان و جوانان خارج از مدرسه در بعضي از کشورهاي توسعه يافته بسيار کم می باشد. افزايش تعداد و کيفيت نيروي انساني شاغل در بخش آموزش به ويژه معلمان، بهبود نظام آموزشي و مدرسه، امکان دستيابي به گروه هاي محروم و حاشيه نشين، در نظر داشتن مشکل بيماري ايدز (AIDS) و ويروس اچ.آي.وي (HIV) همه و همه نيازمند روشهاي نوآورانه و دقيق در زمينه راههاي دستيابي به فرصت هاي يادگيري خواهند بود.
.9آموزش براي همه نيازمندحمايت همگان مي باشد. برآورده شدن اهداف EFA نيازمند منابع مالي، نيروي انساني، دانش فني، عملکرد سازمان ها و مهمتر از همه عزم سياسي مي باشد. يونسکو به مقصود تداوم بخشيدن به حرکت بين المللي از طريق يک گروه کاريEFA و يک گروه بلندپايه فعاليت نموده و کوشش هاي بين المللي را در اين مسير متناسب مي کند. نهادهاي حامي و بانک هاي توسعه همچون بانک جهاني، در حال حاضر افزايش منابع در آموزش و پرورش را پيگيري مي کنند با اين وجود هنوز راهي طولاني تا اختصاص ميزان برآوردشده به مقصود دستيابي به هدف آموزش ابتدايي (به ميزان5/6 ميليارد دلار ساليانه کمک هاي خارجي) را پيش رو داريم که پس از تحقق  يافتن اين ميزان رسيدن به 5 هدف ديگر و کمک هاي مورد نياز براي آنها نيز مطرح مي گردد. جامعه مدني هم در جهت اعمال نفوذ به مقصود  تصويب افزايش بودجه و هم در خصوص پيشنهاد ايجاد فرصت هاي يادگيري جايگزين براي جوامع محروم به عنوان شريک اصلي به شمار مي آيد. به مقصود اثربخشي هرچه بيشتر کوشش هاي مشترک و کاربرد موثرتر منابع در دسترس، لازم می باشد تا همکاري ها و هماهنگي هاي موجود هر چه بيشتر افزيش يابد.
.10آموزش براي همه ارزشمند مي باشد. موفقيت هاي حاصل از برنامه EFAو تاثير آنها نهايتا در زندگي افراد و جوامع قابل نظاره می باشد. بيشترين اثربخشي را مي توان در زمينه اجرا، مديريت و تداوم تغييرات مثبت به وجود آمده در زندگي آنان، مورد توجه قرار داد.
دو دختر نوجوان ساکن منطقه روستايي مغولستان بدليل فقر و معضلات خانوادگي ترک تحصيل کرده  بودند; يک تسهيل گرآموزش غيررسمي آنان را تشويق نمود از طريق برنامه آموزش از راه دور که از سوي يونسکو حمايت مالي مي گردید، به سيستم يادگيري بازگردند. در نهايت آندو توانستند پس ازکسب موفقيت در سطح قابل قبول مجددا به سيستم آموزش رسمي کشور وارد شوند.

دیدگاهتان را بنویسید